عبد الحي بن الضحاك بن محمود الجرديزي ( گرديزى )

308

تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى )

بن طاهر [ 1 ] را بگرفت ، و از آنجا به سيستان باز شد . و عبد اللّه بن ( محمد بن ) صالح سگزى ، [ 2 ] و دو برادر او فضل . . . [ 3 ] را با يعقوب ليث حرب افتاد ، و عبد اللّه مر يعقوب را شمشيرى بزد ، و خسته كرد ، و هر سه برادر بدين سبب از سيستان برفتند ، و به زينهار محمد بن طاهر آمدند به نيشاپور . و يعقوب نامه نوشت ، و ايشان را بازخواست ، و محمد بن طاهر باز نداد ، و يعقوب بطلب ايشان بخراسان آمد ، و رسولى بنزديك محمد بن طاهر فرستاد . چون رسول يعقوب بيامد و بارخواست ، حاجب محمد گفت : بار نيست كه امير

--> [ ( 1 - ) ] بنام طاهر بن حسين بن طاهر در خاندان طاهريان معروف نيست و ( ن ) مىنويسد كه : ابن اثير اين واقعه را در 257 ه . ضبط كرده و گويد : حسين بن طاهر بن حسين كبير را گرفت ، و محمد بن طاهر بن عبد اللّه نزد او فرستاد ، و حسين بن طاهر عم پدرش بود . مراد ابن اثير از طاهر بن حسين كبير طاهر ذو اليمينين است ، و در اين صورت اين شخص حسين نام داشته نه طاهر . و اينكه سپس تصريح مىكند كه عم پدر محمد بن طاهر بن عبد اللّه بوده دليل است برينكه برادر عبد اللّه و پسر ذو اليمينين است ( تم كلامه ) ولى اگر ما قول ابن اثير و تطبيق ( ن ) را قبول كنيم ، در آن هم اشكالى وارد مىآيد ، زيرا در اين صورت گويا حسين بن طاهر اول برادر عبد اللّه و طلحه و على است . و چنان كه ميدانيم تولد عبد اللّه 182 و وفاتش 230 ه . است و طلحه هم از 207 تا 213 حكمرانده ، و على هم در حدود 213 ه . نشاط زندگانى داشت ، پس ايام فعاليت و حكمرانى اين برادران در حدود 200 ه . است اگر برادر ديگرى را بنام حسين بن طاهر براى ايشان فرض كنيم ، پس اين شخص بايد در حدود 257 ه . لا اقل هفتاد ساله باشد ، كه شخصى را بدين عمر در عمليات جنگى آن وقت بهره گرفتن مشكل باشد . ولى اگر انصراف يعقوب را از بلخ و تقرر عمال او را به هرات و پوشنگ و بادغيس طورى كه طبرى گفته در 259 ه . بشماريم ، درهمين سال او در نشاپور محمد بن طاهر بن عبد اللّه بن طاهر را محصور و مأخوذ داشته ، كه از 248 تا 259 ه . حكم رانده و در سنه 269 ه . مرده است ( طبرى 11 ر 229 ) . [ ( 2 - ) ] هر دو : عبد اللّه بن صالح ؟ تاريخ سيستان : عبد إله بن محمد بن صالح . [ ( 3 - ) ] نام برادر دوم در هر دو نسخه از قلم افتاده .